محَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِی هَارُونَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ(علیه السلام) قَالَ: قَالَ لِنَفَرٍ عِنْدَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ مَا لَکُمْ تَسْتَخِفُّونَ بِنَا قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ خُرَاسَانَ فَقَالَ مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللهِ أَنْ نَسْتَخِفَّ بِکَ أَوْ بِشَیْءٍ مِنْ أَمْرِکَ فَقَالَ بَلَى إِنَّکَ أَحَدُ مَنِ اسْتَخَفَّ بِی فَقَالَ مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللهِ أَنْ أَسْتَخِفَّ بِکَ فَقَالَ لَهُ وَیْحَکَ أَ وَ لَمْ تَسْمَعْ فُلَاناً وَ نَحْنُ بِقُرْبِ الْجُحْفَهِ وَ هُوَ یَقُولُ لَکَ احْمِلْنِی قَدْرَ مِیلٍ فَقَدْ وَ اللهِ أَعْیَیْتُ وَ اللهِ مَا رَفَعْتَ بِهِ رَأْساً وَ لَقَدِ اسْتَخْفَفْتَ بِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ فِینَا اسْتَخَفَّ وَ ضَیَّعَ حُرْمَهَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»
ابو هارون می گوید:
در محضر امام صادق علیه السلام بودیم، امام به جمعی رو کرد و فرمود: چرا ما را سبک می شمرید؟ و به ما اهانت می کنید؟
مردی از اهالی خراسان برخاست و عرض کرد: پناه می برم به خدا که من تو را سبک بشمرم و احترام تو را حفظ ننمایم.
امام صادق علیه السلام فرمودند: آری تو یکی از آن افرادی هستی که مرا سبک انگاشتی.
آن مرد عرض کرد: پناه می برم به خدا از اینکه شما را سبک بشمرم و به چشم حقارت به شما بنگرم.
امام فرمودند: عزیزم! به یاد داری که فلان شخص در جحفه (میقاتگاه حاجیان در نزدیکی مدینه) به تو گفت مرا نیز سوار مرکب خود کن و به مقدار یک میل (دو کیلومتر) بهسوی (مکه) ببر، به خدا سوگند از پیادهروی خسته شده ام؛
سوگند به خدا تو حتی سرت را بلند نکردی و به او اعتنا ننمودی و مقام او را کوچک شمردی؛
بنابراین «و من استخفّ بمؤمن فینا إستخف و ضیّع حرمهالله» و کسی که مؤمن در راه ما را سبک بشمارد (و تحقیر کند)، حرمت خدا را سبک شمرده و تباه ساخته است.
[الکافی (ط الإسلامیه)، ج۸، ص: ۱۰۲، ح ۷۳٫ روضه الکافی ص ۱۰۲]
ببینیم آیا ما نیز شیعیان را خوار کرده ایم؟
برچسب:
نویسنده: زهرا اسماعیلی